المحقق الأردبيلي
683
حديقة الشيعة ( فارسى )
مخالفين و كتابهاى ايشان بىشمار و علماى شيعه خود در اين معنى كتابها دارند و اندكى از كتابها قبل از اين در اين مختصر مذكور گشت و اين مشهور است « 1 » كه محمد بن حنفيه ادعاى امامت داشت و بعد از رحلت امام حسين عليه السّلام با امام زين العابدين عليه السّلام بر سر امامت نزاع نمود و وصايت را حق خود مىدانست و نزاع در ميان ايشان ممتد شد تا آنكه به حكم حكم قرار داده به نزد حجر الاسود رفتند و اول محمد بن حنفيه دعا كرد و از حجر جواب نشنيد و ثانيا امام عليه السّلام دعا فرمود و خطاب به حجر كرد كه به حق آن خدائى كه مواثيق بندگان خود را به تو مربوط ساخته و در تو به وديعت گذاشته كه ما را خبر ده كه امامت و وصايت بعد از حسين بن على عليه السّلام حق كيست ؟ حجر الاسود بر خود لرزيده به زبان عربى فصيح بليغ تكلم نمود كه امامت و وصايت بعد از حسين عليه السّلام حق على بن الحسين است . محمد حنفيه پاى مبارك امام را بوسيده و به امامت او مقرّ و معترف شد و اين نزاع به جهت آن بود كه ازالهء شكوك و اوهام مستضعفان ايام گردد و محمد حنفيه قدّس سرّه مىخواست كه بر آنهائى كه او را امام مىدانستند حقيقت و مقام و منزلت آن حضرت ظهور يابد ، نه آنكه فى الحقيقه در امر امامت منازعت نموده و از پدر و برادر خود نشنيده و يا شنيده اغماض عين كرد ؛ چه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وصى خود را خبر داده « 2 » كه بعد از من حق تعالى ترا
--> ( 1 ) . دلائل الامامة طبرى ص 87 ؛ كشف الغمه 2 / 323 ؛ مناقب ابن شهر آشوب 4 / 147 ؛ مناقب ابن شهر آشوب 2 / 227 . ( 2 ) . علامه مامقانى در اين خصوص مىنويسد : « . . . ابن خلّكان نقل كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى على عليه السّلام ، فرمود : به زودى براى تو پسرى متولد مىشود و من اسم و كنيهء خودم را براى او بخشيدم و بجز او براى احدى از امّتم حلال نيست بين اسم و كنيهء من جمع نمايد و براى همين نيز محمد نام گرفت و كنيهء ابو القاسم را بر او نهادند . و من ( مامقانى ) مىگويم : اين تطبيق از ابن خلّكان اشتباه است و مراد از پسرى كه براى على عليه السّلام تولد مىيابد كه حلال نيست به غير از او كسى ديگر از امّت بين اسم و كنيهء پيامبر جمع نمايد ، همانا حضرت حجت منتظر - ارواحنا فداه - است و شامل محمد حنفيّه نمىشود و اينكه كنيه محمد حنفيّه